همبستگی لشکر خراسان در حمایت از همافران | نگاهی به پیوستن نیروی هوایی ارتش به انقلاب اسلامی ایران

  • کد خبر: ۳۹۱۴۶۲
  • ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۱
همبستگی لشکر خراسان در حمایت از همافران | نگاهی به پیوستن نیروی هوایی ارتش به انقلاب اسلامی ایران
نگاهی به اعتراض‌های کارکنان نیروی هوایی ارتش در روز‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی که رفته‌رفته به دیگر نیرو‌های نظامی شاهنشاهی سرایت می‌کند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ از شکننده‌ترین ضربات بر پیکر رژیم شاه، حرکت کارکنان نیروی هوایی در نوزدهم بهمن ۱۳۵۷ است که به دنبال گسترش انقلاب اسلامی در تمام نقاط کشور و دعوت امام خمینی (ره) از نظامیان برای پیوستن به ملت صورت می‌گیرد. برخی از آنها از دی‌ماه به جمع انقلابیون پیوسته‌اند، اما به دنبال دعوت امام، جمع کثیری از هُمافَران و کارکنان نیروی هوایی ارتش، به محل اقامت امام رفته و هم‌بستگی خود را با انقلاب اعلام می‌کنند. از آن پس است که روز نوزدهم بهمن‌ماه هر سال به عنوان «روز نیروی هوایی» ارتش، گرامی داشته می‌شود.

اقدامات و اعتراضات همافران در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی از این جهت مهم است که رفته رفته به دیگر نیرو‌های نظامی سرایت می‌کند و حکومت شاه را سرنگون می‌سازد.

متن گزارش ساواک از راهپیمایی همافران

مأمور ساواک که خود از کارکنان نیروی هوایی پایگاه اصفهان است در گزارش راهپیمایی اصفهان در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۵۷ نوشته است:

[بنده]با لباس نظامی در بین حدود ۳۰ نفر افسر دانشکده‌ای و نزدیک به ۱۰۰ نفر همافر و ۴۰۰ نفر درجه‌دار هوانیروز و تعدادی همافر نیروی هوائی که از پایگاه فراری هستند حضور داشتم و ابتدا جلسه در مسجد حکیم خیابان عبدالرزاق برگزار شد و در ساعت حدود ۱۰ صبح بود که به‌صورت جمعی رو بطرف ورزشگاه باغ همایون (تختی) حرکت نمودیم قبلاً برای ما جلو جمعیت جا رزرو شده بود، مردم در حالی که ما را تشویق می‌نمودند و گل روی سر ما می‌ریختند بعضی از افراد جمعیت شخصی گریه می‌کردند حتی حدود بیشتر از ده تا از شخصی‌ها بیهوش شدند.

دلیل بیهوش شدن آنها بعلت شوق دیدن نظامیان بود. نظامیان در حالی که عکس‌هایی از آیت‌ا... خمینی با خود داشتند بگفته‌های مردم با ابراز احساسات آنها جواب می‌دادند.... جمعیت آنقدر زیاد بود و شاید یک میلیون نفر خیلی بیشتر هم بودند. 

بعد صف‌های منظمی که توسط مردم همکاری می‌شد با احترام بسیار زیاد برای نظامیان تشکیل شد جمعیت آرزو داشتند که نظامی را بغل کنند و آن را ببوسند نزدیک به ده سبد گل و تعداد خیلی زیاد کارتن‌های بیسکویت پر شربت و بسته‌های سیگار به نظامیان تعارف می‌شد، برای شخصی‌ها افتخار بود که هرکس با نظامی هم گفتار شود.... مردم نظامیان را روی سر می‌گرفتند...»

تظاهرات همدانی

پایگاه هوایى شاهرخى همدان، سومین پایگاه شکارى نیروى هوایى ایران است و بعضى از نظامیان این پایگاه که با انقلابیون شهر همدان و آیت‌ا... مدنى همکارى و رابطه صمیمانه‌اى دارند، در دهه سوم دى‌ماه اعتصاب غذا کرده و اعلام می‌کنند که سران نیروى هوایى پس از خروج شاه از کشور قصد بمباران مردم را دارند. این اعتصاب پس از خروج شاه از کشور در ۲۶ دی ۱۳۵۷ به شکل گسترده‌اى ادامه می‌یابد؛ به طورى که ۲۸۰۰ نفر از همافران و افسران و درجه‌داران این پایگاه، به اعتصابیون می‌پیوندند.

عده‌اى از آنان در اثر فشار پلیس پایگاه، متفرق می‌شوند، اما با حضور و تظاهرات خانواده نظامیان پایگاه در روز بعد اوضاع پیچیده‌تر می‌شود. روزنامه کیهان در شماره ۱ بهمن ۱۳۵۷ می‌نویسد: «به دنبال یک هفته اعتصاب غذاى ۲۸۰۰ همافر در پایگاه شاهرخى، عده‌اى افسر و درجه‌دار نیروى هوایى نیز به آنها پیوستند.

این عده صبح روز جمعه با خانواده‌هایشان، در اجابت دعوت امام‌خمینى، در محوطه پایگاه نیروى هوایى دست به راهپیمایى و تظاهرات گسترده‌اى زدند که با مقاومت شدید پلیس امنیت پایگاه مواجه شدند و در نتیجه، یازده نفر از زنان پایگاه بازداشت شدند. بعدازظهر نیز تظاهرات‌کنندگان به راهپیمایى پرداختند و خواستار آزادى یازده نفر دستگیرشده شدند و سرانجام، چون از تلاش‌هاى خود نتیجه‌اى نگرفتند، متفرق شدند. اما ساعت ۱۰ شب جمعه، براى سومین بار، کلیه اعتصابیون و خانواده‌هاى آنها به خیابان‌هاى پایگاه ریختند و به تظاهرات باشکوهى پرداختند و هم‌بستگى خود را با نهضت و جنبش ملت ایران اعلام داشتند. 

سپس تظاهرکنندگان در مقابل بازداشتگاه پایگاه شروع به دادن شعارهاى مذهبى ـ ملى کردند و خواستار آزادى دوستان خود شدند. سرانجام فرمانده پایگاه شاهرخى، تسلیم نظر آنان شد و بازداشت‌شدگان را آزاد کرد و در حال حاضر رفت‌وآمد براى نظامیان پایگاه غیرممکن است.»

اعتصاب غذاى همافران، درجه‌داران و افسران پایگاه شاهرخى و تظاهرات خانواده‌هاى آنان علیه رژیم، انعکاس گسترده‌اى در شهرستان‌هاى دیگر دارد و از سوى مردم و سایر همافران و درجه‌داران نیروی هوایی مورد حمایت قرار می‌گیرد؛ از جمله در شهرهاى بندرعباس، شاهرود و مشهد.

در بندرعباس حدود هزار نفر از افسران، درجه‌داران و همافران پایگاه هوایى این شهر، در یک راهپیمایى در ۳۰ دى، هم‌بستگى خود را با نهضت و جنبش ملت ایران و همچنین با همافران پایگاه شاهرخى و وحدتى دزفول، که از یک هفته پیش دست به اعتصاب غذا زده‌اند، اعلام و یک قطعنامه هفت ماده‌اى را صادر می‌کنند. در شاهرود نیز برای پشتیبانى از اعتصاب همافران و خلبانان پایگاه شاهرخى همدان، جامعه فرهنگیان شاهرود، تظاهرات و راهپیمایى بزرگى را ترتیب می‌دهند.

در این راهپیمایى، هزاران نفر از مردم این شهر و روستاهاى اطراف شرکت دارند که شعارهاى ضدحکومتى سر مى‌دهند و در پایان، قطعنامه هفت ماده‌اى را صادر می‌کنند که در آن به برقرارى نظام جمهورى اسلامى اشاره شده است. در روز ششم بهمن نیز عده‌اى از سربازان، درجه‌داران و افسران لشکر ۷۷ خراسان با صدور اعلامیه‌اى به شرح ذیل، ضمن حمایت از همافران و افسران پایگاه شاهرخى، به مدت ۴۸ ساعت دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

در یکی از گزارش‌های ساواک در بخش «تشریح عملیات گروه‌های مخالف: نوشته شده است: «در خیابان سبلان تهران روی کاغذ مارک‌دار ن ز ش نوشته شده «لشکر ۷۷ خراسان در روز‌های پنجشنبه و جمعه گذشته دست به اعتصاب غذا زده و هم‌بستگی اعلام داشتند.» ضمنا روی اعلامیه دیگری نوشته شده که هوانیروز هم‌بستگی خود را اعلام داشته است.»

البته بدیهی است که این خبر شایعه نیست، چون به استناد کتاب «تقویم تاریخ خراسان از مشروطه تا انقلاب اسلامی» نوشته غلامرضا جلالی: «جمعی از علما و مدرسین حوزه علمیه مشهد در حمایت از اعتصاب غذای لشکر ۷۷ خراسان اعلامیه‌ای منتشر می‌کنند».

حمایت ملی از همافران

با متزلزل شدن پایه‌های حکومت رژیم پهلوی در مقابل فشار‌های مردمی و امواج خروشان انقلاب اسلامی، بختیار درصدد است با اقداماتی که در جهت کم کردن خشم مردم و فروکش کردن انقلاب انجام می‌دهد، بتواند نظر امام خمینی (ره) را به خود جلب کند. او در این راستا دستور آزادی ۱۶۲ زندانی سیاسی را می‌دهد.

این زندانیان اول بهمن در میان ابراز احساسات شدید مردم آزاد شدند. بعدازظهر همان روز، تعداد زیادی از همافران و افسران نیروی هوایی، راهپیمایی می‌کنند و هم‌بستگی خود را با ملت مسلمان ایران اعلام می‌کنند. مطبوعات هم تیتر می‌زنند «امام خمینی تا چند روز دیگر به ایران باز خواهند گشت.»

با این‌حال، احتمال کودتای نظامی وجود دارد، به همین دلیل همافران پایگاه شاهرخى در ۷بهمن ۱۳۵۷ اعلامیه‌اى را خطاب به مردم صادر می‌کنند. آنها در اعلامیه خود می‌نویسند: «.. کارکنان پایگاه باخبر شده‌اند که در پایگاه به زودى کودتا خواهد شد و اظهار داشته‌اند که سعى خواهیم کرد قبل از اجراى کودتا، جلوى آن را بگیریم و تمام مسئولان امر را در هر مقامى که باشند، تیرباران مى‌نماییم.»

همافران این پایگاه سپس در نهم بهمن دوباره علیه رژیم راهپیمایى می‌کنند و حمایت خود را از امام‌خمینى (ره) اعلام می‌دارند. به دنبال آن، ۱۷۲ نفر از همافران پایگاه مذکور دستگیر شده و به تهران منتقل می‌شوند. از سوى دیگر، به خانواده‌هاى آنان اخطار می‌شود که ظرف ۴۸ساعت، منازل سازمانى پایگاه را تخلیه کنند.

با وجود فشار رژیم بر همافران و افسران و درجه‌داران پایگاه شاهرخى، آنان اعلامیه دیگرى می‌دهند که به امضاى جمع زیادى رسیده است. حدود ۴۵ هزار نفر از مردم همدان و کبودرآهنگ و روستاهاى اطراف نیز در حمایت از همافران راهپیمایی می‌کنند، اما رژیم روز ۱۴ بهمن‌ماه، ۴۵۰نفر دیگر از آنها را که در حال اعتصاب هستند، دستگیر کرده و به وسیله هواپیما به پایگاه هوایى تبریز منتقل می‌کند تا زندانى شوند.

در این ایام برخی همافران دیگر پایگاه‌های هوایی نیز دستگیر شده‌اند، در نتیجه مردم و روحانیون همدان دوباره راهپیمایی می‌کنند و ضمن حمایت از امام‌خمینى (ره)، خواستار آزادى همافران دستگیر شده پایگاه شاهرخى و دیگر پایگاه‌ها می‌شوند. در تهران نیز دو هزار نفر از خانواده‌هاى همافران در برابر کاخ دادگسترى اجتماع می‌کنند و خواهان آزادى همافران می‌شوند. زندانی شدن همافران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از این‌رو در این اجتماع، جمعیت حقوقدانان ایران و جمعیت آزادى و دفاع از حقوق بشر نیز شرکت دارند.

روحانیون متحصن در دانشگاه تهران نیز که به دلیل بستن فرودگاه‌ها و جلوگیرى از ورود امام در دانشگاه متحصن شده‌اند، طى بیانیه‌اى در یازدهم بهمن‌ماه، از همافران اعلام حمایت می‌کنند:

«باسمه تعالى از قرار گزارش‌هاى تأیید نشده، رژیم جبار، عده‌اى از همافران دلیر و فداکار پادگان‌هاى تهران، اصفهان، همدان، بوشهر را به جرم پیوستن به ملت و سرباز زدن از برادرکشى و خیانت، دستگیر کرده‌اند و جان این جوانان عزیز که نخواسته‌اند آلت دست تجاوزگران قرار گیرند، در معرض خطر جدى قرار گرفته است. اینک خانواده‌هاى این دلیران آگاه و همه مبارزان متعهد، سخت نگران وضع این هم‌رزمان بیدارند و بى‌رحمانه‌تر آنکه در این شرایط سخت روحى، خانواده‌هاى این سلحشوران را مجبور به تخلیه منازل سازمانى کرده‌اند. 

ما به مقامات مسئول اخطار مى‌کنیم که این رزمندگان با وجدان را هر چه زودتر آزاد کنند و خانواده‌هاى آنها را از نگرانى درآورند؛ و گرنه با عکس‌العمل شدید و قهرآمیز ملت مبارز ما روبه‌رو خواهند شد و هر حادثه‌اى به وجود آید، مسئولیت آن مستقیما متوجه رژیم ضدمردمى جبار خواهد بود.»

آخرین ضربه همافران

رژیم که همافران را با اتهاماتی، چون توزیع اعلامیه و نوار سخنرانى‌هاى امام‌خمینى (ره) و شرکت در مجالس دینى و سیاسى زندانى کرده است، درصدد برمی‌آید که عده‌اى از آنان را با ده تا یازده سال خدمت، بازخرید و بازنشسته کند؛ اما هیچ یک از این تلاش‌ها نتیجه‌اى نمی‌دهد و بالاخره با فشار مردم و حمایت گسترده آنان از همافران و احتمال پیروزى انقلاب برخی از آنها آزاد می‌شوند.

اوج اقدامات انقلابی همافران، اما دیدار با امام (ره) است که ۱۹ بهمن ۱۳۵۷ در مدرسه علوی تهران رخ می‌دهد. اداره ضد اطلاعات وابسته به فرماندهی لجستیکی هوایی در گزارشی به ریاست اداره دوم این دیدار را این‌گونه شرح می‌دهد:

«۱-همافران، درجه‌داران، کارمندان مشروحه برگه پیوست جمعی فرماندهی لجستیکی هوائی (پیوست شماره ۱) در ساعت ۷:۴۵ مورخه ۱۹ بهمن ۵۷ با در نظر گرفتن موارد زیر جهت ملاقات با خمینی شرکت نموده‌اند. ابتدا با لباس سیویل [لباس غیرنظامی]در ساعت ۷:۴۵ در دبیرستان دخترانه علوی واقع در آبسردار خیابان ایران تجمع نموده و پس از صرف صبحانه (سفره‌ای در یک سالن انداخته نان و پنیر و چای‌شیرین خورده‌اند) به تعویض لباس پرداخته و لباس فرم پوشیده‌اند و آرم‌های آن را نیز کنده‌اند. 

۲-پس از صرف صبحانه همافر...، جمعی الکترونیک پادگان قصر فیروزه، با بلندگوئی که در دست داشته به تمرین سرود پرداخته (متن سرود پیوست شماره ۲) و آنان را رهبری می‌نموده است. 

۳-پس از تمرین سرود، همافر نامبرده دستور می‌دهد که همه بطرف جایگاه خمینی حرکت نمایند. منابع اضافه نمودند با کنترل شدیدی وارد منزل خمینی شده‌اند. پس از آن همافر ... اظهار داشته ابتدا رژه رفته و سپس سرود و پس از سرود قطعنامه خوانده شود که در ساعت ۹ وارد منزل خمینی می‌شوند و به همین نحوه عمل نموده و قطعنامه (پیوست شماره ۳) توسط یک نفر سرباز وظیفه نیروی هوائی (منابع نتوانسته‌اند مشخصات کامل را بدست آورند) خوانده می‌شود. 

۴-بعد از رژه و سرود و خواندن قطعنامه همافر ... به خمینی اظهار می‌دارد ما منتظر دستور شما هستیم و سپس خمینی سخنرانی نموده و اظهار داشته: ما می‌خواهیم شما آزاد باشید و سرنوشت خودتان را خودتان تعیین کنید و آمریکا در مملکت ما نفوذ نداشته باشد و شما که به ما و قرآن پیوستید موفق باشید و شما سرباز امام زمان هستید. 

بقیه باید به شما بپیوندند و سپس همافر ... به خمینی اظهار می‌دارد به کوری چشم دولت طاغوتی. سپس رو به همافران نموده و اظهار می‌دارد کلاه‌ها را به سر بگذارید و عکاس‌ها از پشت سر عکس بگیرند و سپس همافر نامبرده مسیر میدان ژاله، فوزیه و میدان شهیاد را جهت راهپیمایی به همافران گوشزد می‌نماید و آنان را تشویق به راهپیمایی می‌نماید. شعار «ما همه سرباز توئیم خمینی، گوش به فرمان توئیم خمینی» و «بازرگان، بازرگان حکومتت مبارک» را با بلندگو می‌خواند.»

با پایان ملاقات، همافران به مدرسه رفاه بازگشته، لباس خود را عوض می‌کنند تا شناخته نشوند. همچنین به جهت حفظ امنیت همافران فقط یک عکس از این دیدار در روزنامه کیهان همان روز منتشر می‌شود. بر اساس گزارش ساواک همه استادان مراکز آموزش‌های هوائی و همچنین تعدادی از همافران مهرآباد و اصفهان و هنگ ارتباط نیز در این دیدار حضور داشته‌اند، اما این ملاقات توسط بختیار، نخست‌وزیر شاه و همچنین ستاد ارتش، تکذیب می‌شود.

رادیو تهران ساعت ۲ بعدازظهر روز جمعه ۲۰ بهمن از قول سخنگوی ستاد بزرگ ارتشیاران عکس رژه نظامیان در کیهان را مونتاژ و غیرواقعی می‌خواند و این اقدام را تفرقه‌اندازی در صفوف «به هم پیوسته و مستحکم ارتش» می‌داند. اما کار از کار گذشته است، بازتاب این اقدام چنان وسیع است که نه تنها شکاف در ارتش شاهنشاهی را هویدا ساخت که شورای عالی ارتش را نیز به این نتیجه رساند که در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ اعلام بی‌طرفی خود را اعلام کنند. بی‌طرفی ارتش که نتیجه نهایی اعتصابات و اعتراضات همافران است در این مقطع فقط یک معنی دارد: «انقلاب پیروز شد.»


منبع:

کتابخانه دیجیتال مرکز بررسی اسناد تاریخی

و پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.